فلسفه پرستاری و حرفه ای شدن
|
فلسفه پرستاری: ضرورتی برای حرفه ای شدن
|
||
|
چکیده |
-
مریم روانیپور
تکریم واقعی مقام پرستار، چقدر فاصله است؟
تکریم واقعی مقام پرستار، چقدر فاصله است؟
به مناسبت ولادت باسعادت حضرت زینب (س)و روز پرستار
نویسنده: ریکا حسامی
از درد به خود می پیچد، عرق سرد تمام بدنش را فراگرفته است. صدا در گلویش می شکند. حتی نمی تواند کسی را صدا بزند! لحظات سخت و سنگین می گذرد. گویی زمان متوقف مانده و درد هر لحظه بیشتر توانش را می رباید. آه ... چه باید کرد؟ .... هیچ راهی به ذهنش نمی رسد احساس اینکه قدرت هیچ حرکتی ندارد، بیش از پیش مضطربش می کند. شب خاموش و سکوت بر همه جا مستولی است. تمام نیرویش راجمع می کند باید کاری کند .... دیگر به نهایت رنج و درد رسیده است و بی توانی همچنان پا برجاست. باردیگر سعی می کند تا دکمه کنار تخت را دردست بفشارد.... اما نه. بی فایده است. دیگر امیدی نیست! نفس هایش به شماره افتاده است و دیگر هیچ نمی فهمد جز شبح سفید رنگ و دستی که پیشانیش را لمس می کند و پس از آن دیگر هیچ ... یک هفته گذشته است بالاخره از بخش مراقبت های ویژه به اتاق قبلی خود، باز می گردد به همان اتاقی که دردی کشنده را تجربه کرده است، به اتاقی که در آن،نزدیکی به مرگ را با تمام وجود حس کرده، اما به یاد می آورد ... همه رنج ها و آن هاله سفید که مانندشبح بر بالین او آمد! دستی که پیشانیش را لمس کرد؟! به ذهنش فشار می آورد... تا اینکه در اتاق باز می شود و همان سفیدپوش مهربان به سراغش می آید. لبخندی که بر لب دارد او را دلگرم می کند. با مهربانی می گوید: «خدا را شکر حالتان خیلی بهتر است، آن شب اصلاحال خوبی نداشتید.»
می دانم که می داند فهمیده ام که او ناجی من بوده و به موقع به کمک من شتافته است. زبانم سنگین است؛ دست هایم آنقدر قدرت ندارد که حتی گره روسریم را محکم کند ولی می دانم که او می داند که با نگاهم از او تشکر می کنم. با قلبم از و تقدیر می کنم و او همه اینها را می تواند در چهره ام بخواند. لبخند می زنم و سرم را تکان می دهم. او هم می خندد و درجه تب را در دهانم جابه جا می کند. «شنیده ام که شما نویسنده اید؟»
با خود می گویم: «بله - ولی این بار باید از تو بنویسم راستی چرا تا به حال .... چرا ننوشته ام از فرشته ای که پرستار لقب گرفته است تا مراقب نهال سلامتی در وجود انسان ها باشد تا با حضورش آلام را بکاهد و رنج ها را تسکین دهد. چگونه می توان از این فرشتگان سپیدپوش مهربان تقدیر کرد؟
امروز روز ولادت با سعادت حضرت زینب(س) و روز گرامیداشت مقام پرستار است ولی آیا می توان برای تقدیر از این خدمتگزاران صادق سلامت کشور به یک روز در سال اکتفا نمود؟ راستی به مطالبات و خواسته های این قشر توجه شده است؟ هر چند که اخیرا اخبار خوشی از افزایش حقوق این عزیزان زحمتکش شنیده شده است ولی تا پاسداشت واقعی مقام شامخ پرستار در جامعه و نگاه شایسته و بایسته به این قشر تاثیرگذار در امر سلامت، چقدر فاصله داریم؟!
پرستاران هم به پرستار ی نیاز دارند ...
بیشتر کسانی که به بیمارستان مراجعه می کنند دغدغه شان فقط و فقط بهبود و رفع درد و گرفتاری است و کمتر پیش میآید به کسانی که به آنها خدمت میدهند، توجه کنند یا خودشان را لحظهای جای آنها بگذارند. آنها فقط انتظار دارند، انتظار خدمت، انتظار رسیدگی، انتظار اینکه کارشان به بهترین نحو انجام شود. اما این بار میخواهیم به آنها فکر کنیم و ببینیم چه عوامل زیانآوری سلامت پرستاران را به خطر میاندازد و چطور میتوان این عوامل را کاهش داد یا کنترل کرد؟
خیلیها معتقدند، از آنجا که پرستاران بیشترین ارتباط را با بیماران دارند بنابراین توجه به سلامت این قشر، ارتقای خدمات درمانی و بهبود وضعیت جسمی بیماران را به دنبال خواهد داشت.
پرستاران در شش نقش
پرستار فردی است با تحصیلات دانشگاهی در رشته پرستاری در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا که در هر پست و مقام و محیطی در کار قادر است نقش ششگانه خود را در مواجهه با مددجویان ایفا کند.
1) نقش مراقبتی: به بیمار کمک میکند تا آن دسته از کارهایی را که در حال سلامت به تنهایی قادر به انجام آن بوده ولی اکنون قادر به انجام آنها نیست، به مرحله عمل درآورد. مانند غذا خوردن.
2) نقش درمانی: گرچه درمان به عهده پزشکان است ولی پرستار با مشاهدات دقیق از وضع بیمار و با داشتن مهارتها و گذراندن وقت زیاد بر بالین بیمار و بررسی عکس العمل بیمار به درمان، نقش مهمی در کمک به طرح برنامه درمانی یا تغییر و اصلاح آن دارد.
3) نقش حفاظتی: کمک به بیمار برای مصونیت وی از عوامل محیطی مثل عفونت، آتشسوزی، افتادن و...
4) نقش آموزشی: آموزش و راهنمایی بیمار یکی از مسوولیتهای مهم پرستار است مثل آموزش در مورد مراقبتهای لازم در منزل یا اقدامات بهداشتی.
5) نقش هماهنگی: هماهنگی کار تیم پرستاری در رابطه با برنامهریزی برنامه کار بهیاران و کمک بهیاران و سایر پرسنل خدماتی و هماهنگ کردن کار گروههای دیگر در رابطه با تیم درمان مثل مشاوره با قسمتهای گوناگون تغذیه، مددکاری، آزمایشگاه، فیزیوتراپی، رادیولوژی.
6) نقش حمایتی: پرستار کسی است که بیش از افراد دیگر با بیمار در ارتباط بوده و خواستههای او را به روشنی میداند و به همین جهت میتواند مدافع و حامی او باشد و واسطه مؤثری برای بیمار با نهادهای مختلف درمانی به حساب میآید. مثل مرکز مبارزه با سل.
بهطور کلی حیطه خدمات پرستاری تنها بیمارستان نیست بلکه پرستار وارد اجتماع شده و در محلهایی مختلف مانند کلینیکها، مدارس، سازمانهای بهداشتی، کارخانهها، منازل، مطبها، مهدکودکها، خانه سالمندان و وسایل حمل و نقل عمومی مانند کشتی و هواپیما و قطار فعالیت میکند.
وقتی پرستار بیمار میشود
بررسیها نشان میدهد پرستاران شاغل از نوعی اختلالات اسکلتی عضلانی رنج میبرند. نتایج مطالعهای که در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد، نشان داد اغلب پرستاران شاغل در مراکز درمانی و بیمارستانی به دلیل حجم بالای کار و کمبود پرسنل پرستار، از اختلالات اسکلتی عضلانی رنج میبرند.
در این تحقیق، علل، میزان و شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی در 615 پرستار با حداقل یک سال سابقه کار مورد بررسی قرار گرفت. در پایان این مطالعه مشخص شد، بیشترین درصد اختلالات عضلانی استخوانی به ترتیب با 65 درصد مربوط به اختلالات زانو، 56 درصد مربوط به اختلالات گردن، 54 درصد اختلال شانه، 55 درصد اختلال و درد کمر، 45 درصد درد مچ دست و 41 درصد اختلال مفصل ران است.
هر چند شاخص توده بدنی، سابقه اختلال عضلانی و اقدام به انجام خدماتی همچون کمک کردن به بیمار در بلند شدن، از عوامل تاثیرگذار در بروز این اختلالات است اما نتایج این مطالعه نشان میدهد عوامل اصلی در شیوع اختلالات عضلانی استخوانی در میان پرستاران، کمبود پرسنل پرستار، حجم کاری زیاد و ناکافی بودن مرخصیهای استحقاقی و استعلاجی این پرسنل زحمتکش در مراکز درمانی و بیمارستانی است.
چقدر کار؟
به گفته رییس انجمن علمی پرستاری کشور، پرستاران ایرانی در هفته 14 ساعت بیشتر از استاندارد جهانی کار میکنند. بر اساس استانداردهای جهانی، هر پرستار باید 30 ساعت در هفته کار کند در حالی که در ایران پرستاران 44 ساعت در هفته کار میکنند. مسعود فلاحی میافزاید: <علاوه بر بالابودن ساعات کاری، کم بودن تعداد پرستاران به نسبت بیماران نیز باعث بروز فشار روانی در بین این قشر زحمتکش میشود.>
رییس اتحادیه کارکنان بیمارستانها و مراکز درمانی کشور در جشن تقدیر از پرستاران ، معیشت، سختی کار، کمبود نیروی انسانی، ساعت کاری زیاد و بیکاری را از مشکلات شغلی پرستاران دانست. مهندس نیازی با اشاره به اینکه ضریب استاندارد پرستار برای هر تخت بیمارستانی 1/0 است ولی در حال حاضر این ضریب در ایران 7/0 است، افزود که این موضوع باعث میشود پرستاران فشار کاری زیادی را تحمل کنند
15توصیه پیشگیرانه به پرستاران
1) پوشیدن کفش مناسب پرستاری با کفی مناسب
2) قراردادن اجسام تیز در ظروف و محفظهای مخصوص هنگام حمل و نگهداری
3) نصب سیستم اتصال به زمین، تست و تعمیر تجهیزات معیوب یا مشکوک بهوسیله افراد با تجربه
4) اجرای دستورالعملهای ایمنی و بازرسی دورهای تجهیزات پزشکی الکتریکی
5) تمیز نگهداشتن تمام مسیرها و محلهای عبور
6) پوشیدن لباس مناسب هنگام تماس با پرتوها، اجرای دستورالعملهای ایمنی برای کاهش تماس با پرتوها
7) نصب دستگاه تهویه هوا در اتاق بیماران برای کاهش و خطرات گازها، بخارات و گرد و غبار
8) نصب شیر مخصوص شستشوی چشم
9) افراد حساس به لاتکس طبیعی باید از دستکشهای بدون لاتکس استفاده کنند و مراقب تماس با تجهیزات حاوی لاتکس باشند
10) کنترل و احتیاطهای لازم برای پیشگیری از عفونت ناشی از تماس با خون، مایعات و بافتهای عفونی بدن
11) استفاده منظم از وسایل محافظتی (مانند دستکش، عینک و روپوش)
12) شستن دست و سایر قسمتهای پوست بعد از تماس با خون یا مایعات بدن
13) پیروی از دستورالعمل مناسب هنگام استفاده، حمل و نگهداری سوزنها و اجسام تیز و برنده
14) کمکگرفتن از دیگران هنگام بلندکردن و جابهجاکردن بیماران سنگین، رعایت نکات بهداشتی و یادگیری اصول صحیح حمل بیماران سنگین
15) فراهمکردن مشاوره و درمان برای کارکنانی که در شرایط روحی بدی کار میکنند و ممکن است دچار استرس و مشکلات روحی شوند.
راهکارهای جلوگیری از بروز بیماری های شغلی در میان پرستاران
- شستن دست ها برای کاهش بروز عفونت بسیار مهم است، اما باید متذکر شد که از مرطوب کننده های پوست هم باید استفاده شود تا پوست دچار خشکی نشود.
- تکنیک های مناسب جهت جلوگیری از فرورفتن سرسوزن به پوست باید به پرستاران آموزش داده شده و واکسیناسیون مناسب انجام شود.
- روش صحیح استفاده از لوازم محافظت فردی یا وسایل مشابه باید به شاغلان این حرفه، آموزش داده شود.
- در مواقعی که احتمال پاشیده شدن مواد عفونی وجود دارد، پرستاران باید از عینک یا حفاظ صورت استفاده کنند و نحوه استفاده از محلول های چشم شوی یا طرز کار با چشمه های شوینده چشم در محیط کار باید به آنان، آموزش داده شود.
- دستگاه های برقی موجود در محیط های بیمارستانی، باید مرتباً توسط تکنسین های مربوطه مورد بازبینی قرار گرفته و از اتصال سیم زمین آنها اطمینان حاصل گردد.
- از کفش های مناسب استفاده شود، مثلاً برای راه رفتن یا ایستادن های طولانی یک نوع و جهت جلوگیری از سقوط اجسام روی پا از نوعی دیگر استفاده شود. کف کفش باید از نوعی باشد که مانع سرخوردن شود.
- روش صحیح حمل و نقل بیمار باید به پرستاران آموزش داده شود.
- اگر انجام کاری مستلزم قرار گرفتن در وضعیت های نامناسب است (مثلاً نگه داشتن دست در سطحی بالاتر از سطح شانه) باید دربین کار وقفه هایی جهت استراحت درنظر گرفته شود.
- از الگویی صحیح جهت برنامه ریزی نوبت کاری ها تبعیت شود و پرستاران به خوبی از عوارض همراه با شیفت کاری (نوبت کاری) آگاهی یابند.
- پس از اتمام بحران درمواقع اورژانس و کار زیاد و سخت، باید جلسه ای تشکیل داده شود تا آثار استرس محو یا به حداقل ممکن رسانده شود. حمایت های روحی – روانی از پرستاران، موضوع بسیار مهمی در حفظ سلامتی آنان است.
- راهروها و راه های ارتباطی در محیط های بیمارستانی باید تمیز نگه داشته شده و وسایل اضافه و دست و پاگیر به جاهای دیگر انتقال یابند.
- در محل کار تهویه مناسب به کار برده شود.
- میزان اشعه را در حداقل موردنیاز قرار داده و از دزیمتر مخصوص برای افراد استفاده شود.
- نظارت بر این عمل و سنجش پرتوها با مسئول ایمنی و سازمان های معتبر می باشد.
- اگر پرستاران در دپارتمان های پزشکی هسته ای کار می کنند یا در ارتباط با بیمارانی که جهت مقاصد درمانی یا تشخیصی تحت تست های مخصوص با رادیوایزوتوپ ها هستند باید روش های کاهش پرتوگیری را بیاموزند و به کار برند.
- نحوه صحیح کار با گازهای تحت فشار آموزش داده شود.
- در ارتباط با مسمومیت با موادشیمیایی محیط کار، پادزهرهای موجود، نحوه صحیح انبار کردن و به کار بردن موادشیمیایی و نحوه صحیح امحا و دورریختن آنها آموزش های لازم ارائه گردد.
- نحوه صحیح ارائه گزارش درمورد مخاطرات شغلی و نحوه انعکاس آنها آموزش داده شود. با امید به اینکه پرستاران محترم با رعایت موارد فوق دچار عوارض ناخواسته کاری نشده و با سلامتی کامل به کار مشغول گردند.
همکار عزیز خانم روح انگیز کوهمره
بنام خدا
همکار عزیز خانم روح انگیز کوهمره ، امروز پس از اینکه بهترین سالهای عمر وجوانیت را برای تسکین درد ها ورنجهای بیماران سپری کردی محیط کار را ترک می کنی ، خوب می دانیم که هیچ تقدیر وتشکری و هیچ اجر و پاداشی درخور شب بیداریها ،رنجها ، خستگی ها ، تلاشها و لبخندهای بی دریغ تو نیست ، آنچه لایق توست در دستان کسی است که شاهد تمامی تلاشها و کوششهای تو بوده است ، آنچه از ما بر می آید دریغی و دعایی و امیدی است ... دریغ از نبودنت در کنار ما ، دعا برای سلامتی و سرافرازی و شادکامی و نیکبختی ات و امید به اینکه در کنار خانواده ات روزهای زیباتر و موفق تری را تجربه کنی ...
پرستاران فرشتگان سفید بال جامعه نیستند
چندروز پیش حادثه دلخراشی در بخش اورژانس بیمارستان شهید بهشتی آبادان اتفاق افتاد ، بخشی که کلیه پرسنل آن با تمام وجود خود را وقف خدمت به بیماران کرده اند همانند تمامی پرستاران این کشور اسلامی ، پرستارانی که تمام شور و نشاط و انرژی و جوانی خود را برای برطرف کردن درد و رنج و التیام زخمها و غمهای مردم می کنند ... چند ماه قبل از این نیز یکی از همکارانمان در بخش اورژانس به وسیله همراه بیمار مورد ضرب وجرح قرار گرفت ، آن موقع ما هشدار دادیم که بداد زحمتکشان اورژانس برسید ، فکری برای امنیت اورژانس بکنید ، علل را ریشه یابی کنید و برای جلوگیری از تکرار این وقایع ناگوار چاره ای بیندیشید پرستار کسی است که با جان و سلامتی انسان سرو کار دارد و اگر امنیت نداشته باشد آنوقت هرچقدر هم القاب زیبا به او ببندیم و مدح وستایشش کنیم ، نمی توانیم از او توقع بهره وری و انجام کار صحیح و بی عیب و نقص داشته باشیم ، پرستاری که ازدرخواست برای بهبود حقوق و مزایای مادی خود خسته شده است ، از به تعویق افتادن پرداخت اضافه کار و کارانه که حق اوست گله مند است ، اما هیچوقت به خاطر مشکلات و مسایل مادی ، کم کاری نمی کند و در کار بیمارانش کم فروشی و سهل انگاری را روا نمی دارد ، پرستاری که نه توقع تقدیر و سپاس دارد و نه در انتظار به به و چه چه و آفرین و مرحبای کسی است ... این پرستار فقط خواهان یک محیط کار امن و آبرومندانه است ولی آیا کسی هست که گوش شنوایی داشته باشد ... شاید هم اشکال از خود ما پرستاران است که دارای یک سازمان دهی مقتدر و منسجم نیستیم که قادر باشد از حق و حقوقمان دفاع کند . شاید هم آنقدر گذشت کرده ایم و بخشیده ایم که دیگران انتظار دارند از حقوق اساسی و خواسته های اولیه مان هم بگذریم و چیزی نگوییم ...در بازار قانونی هست که می گوید (( همیشه حق با مشتری است )) نمی دانم کجای بازاربه این قانون عمل می شود ولی برای ما پرستاران این یک قانونی اخلاقی و عملی است ، همیشه حق با بیمار است ، هیچکس در این حرفه تصوری غیر از این ندارد که و اصولا کسی که نتواند دیگران را بر خودش مقدم بدارد و رفع نیازها و توجه به مسایل ودردهای انسانهای دیگر را بر توجه به نیازها ومنافع خودش اولویت نبخشد نمی تواند لباس مقدس پرستاری را بر تن کند ، همیشه حق با بیمار است ، اما آیا پرستار حق ندارد امنیت داشته باشد ، باید توهین بشنود ، تحقیر هم بشود ، کتک هم بخورد و ناسزا بشنود ... یادمان نرود پرستاران فرشتگان سفید پوش جامعه نیستند ، خودمان را گول نزنیم ، پرستاران هم انسانند ، از گوشت و پوست وعاطفه و احساس هستند ، خانواده ای دارند و غروری وآبرویی ... در مواجه با همراه عصبی و شاید دارای مشکلات و اختلالات اجتماعی و روانی ، در ارتباط با افراد بزه کار و انواع شرایط سخت ، همیشه پرستار اولویت را به رفع مشکلات درمانی بیمار می دهد اما آیا نباید پرستار امنیت جانی و روانی و اخلاقی داشته باشد ... ؟چرا کسی نمی آید این مشکل همیشگی را ریشه یابی کند ؟ آیا قصور در بر آوردن خواسته های بیمار و همراهانش باعث ایجاد این مشکلات می شود ؟ اگر آری مقصر کیست ؟ کمبود امکانات ،کمبود پرسنل، کمبود دستور العملها و پروتکلهای تدوین شده ، مشکلات مربوط مربوط به نظامهای بیمه و سیستمهای حمایت اجتماعی ، مشکلات مربوط به ضعف آموزش کادر درمانی ، مشکل سیستماتیک در تریاژ و راهنمایی وهدایت بیماران ، نظام بروکراسی و پیچیدگی فرایندهای اداری بیمارستانی ؟ ... باید کسی به این سوالات پاسخ بدهد ؟! آیا فقدان فرهنگ مواجه با درد و رنج و اتفاقات ناگوار و از دست دادن عزیزان باعث ایجاد این حوادث است ؟ آیا توقعات غیر واقعی از سیستم بیمارستانی و پرستاری سبب بروز این اتفاقات است ، چه کسی مسئول فرهنگسازی در جامعه است ؟ چه کسی باید به مردم در مورد خویشتنداری و شیوه های کنترل خود آموزش بدهد ؟ چه کسی به آنها بیاموزد چه حق و حقوق و توقعات منطقی می توانند از یک پرستار ، یک بخش اورژانس ویک بیمارستان داشته باشند و کدام یک از خواسته ها و توقعات آنها نابجا ، نا بحق و غیر منطقی است ؟!آیا نباید برای پایان دادن به این درد و رنج مکرر فکری کرد ؟ چه کسی مسئول امنیت پرستاران است . ما سعی می کنیم فریادمان را به گوش شنوایی برسانیم ولی آیا گوش شنوایی هست ؟ نه به خاطر پرستاران که همیشه جان برکف و قربانی اند و همیشه در خط مقدم جبهه ایثار و گذشت و فداکاریند ، بلکه به خاطر بیماران ، به خاطر مردم ، به خاطر رفاه و آسایش و سلامتی مردم ، فکری به حال امنیت در بخشهای بیمارستانی بکنید . اگر امنیت یک خواسته غیر منطقی است بگویید تا آن هم به جمع دیگر خواسته های غیر منطقی مان بپیوندد ، خواسته هایی مانند تعدیل حقوق و مزایا متناسب با حجم کار و ظرافت کار و دقت و دانش لازم در کار پرستاری ... مثل درخواست رعایت عدالت و انصاف در پرداخت کارانه ها ... مثل در خواست پرداخت اضافه کاری و کارانه معوقه که همیشه به هفت هشت ماه می رسد .... چه کسی مسئول امنیت پرستاران است ، چه کسی مسئول حفظ جان و ناموس و آبروی پرستاران است ؟
بر گذاری مسابقه به مناسبت ده فجر در بیمارستان شهید بهشتي آبادان

بسمه تعالی آغاز دهه فجر را که پایانی بود بر دوران تاریک استبداد داخلی و سلطه استعمار خارجی بر تمامی همکاران گرامی مبارک باد . دفتر پرستاری بیمارستان شهید بهشتی آبادان به مناسبت فرا رسیدن بزرگداشت بیست و نهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی جهت زنده کردن یاد و خاطره آن روزهای عزیز در میان همکاران اقدام به بر گذاری مسابقه ای در میان کارکنان بیمارستان کرد ه است که سوالات این مسابقه را جهت مطالعه و خود آزمایی باز دید کنندگان محترم وبلاگ پرستاران بهشتی تقدیم می داریم :
1. در کدام یک از شهرهای ایران مجسمه شاه برای اولین بار سرنگون شد ؟ الف – تهران ب- قم ج - همدان د - آبادان
2 . آخرین سفیر آمریکا در ایران چه نام داشت ؟ الف - ویلیام شاییر ب - جان مکنزی ج - ویلیام سالیوان د- سر آنتونی پارسونز
3 . درابتدای پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی (ر ه)چه کسی را به عنوان نخست وزیر دولت موقت معرفی کرد ؟ الف – بنی صدر ب – شهید مفتح ج – مهندس بازرگان د – میر حسین موسوی
4 . در فاجعه به آتش کشیده شدن سینما رکس آبادان چند نفر از مردم بی گناه در آتش سوختند ؟ الف - 344 نفر ب - 127 نفر ج - 477 نفر ج – 287 نفر
5 . پس از برکناری شریف امامی ، شاه معدوم چه کسی را به جای او به نخست وزیری منصوب کرد ؟ الف - امیر عباس هویدا ب – ارتشبد ازهاری ج - شاپور بختیار د – تیمور بختیار
6 . در زمان سلطنت محمد رضا پهلوی کدام یک از راسای جمهور امریکا ایران راجزیره ثبات نامیده بود ؟ الف – رونالد ریگان ب – جیمی کارتر ج - جان . اف . کندی د - ریچارد نیکسون
7 . چه کسی کودتای بیست و هشت مرداد را رهبری کرد ؟ الف – ارتشبد ازهاری ب – سپهبد زاهدی ج – سپهبد تیمور بختیار د – ارتشبد پارسا
8 . شاه معدوم جشنهای دوهزار و پانصد ساله را به پیشنهاد چه کسی برگذار کرد ؟ الف - امیر عباس هویدا ب - دولت امریکا ج – دولت اسرائیل د - سپهبد ازهاری
9 . پس از فرار شاه معدوم چه کسی به عنوان رئیس شورای سلطنت تعیین شده بود ؟ الف - شریف امامی ب - شاپور بختیار ج – سید جلال الدین تهرانی د – ارتشبد ازهاری
10 . امام خمینی در چه تاریخی به پاریس مهاجرت کرد ؟ الف - سیزده مهر 1357 ب - پانزده مهر 1357 ج – سیزده تیر 1357 د – هفت تیر 1357
11 . اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران در چه تاریخی انجام شد ؟ الف - بهمن 1358 ب - اسفند 1357 ج – فروردین 1358 د – بهمن ماه 1357 12
۱۲. نخست وزیری هویدا چه مدت بطول انجامید ؟ الف - 11 ماه ب - 13 سال ج - 7 ماه د - 7 سال
اورژانس آبی : اورژانس بیمارستان شهید بهشتی آبادان آبی شد
به پیشنهاد مسئول کمیته زیبا سازی بیمارستان شهید بهشتی آبادان رنگ ابی به عنوان رنگ اصلی پاراوانها روتختی ها و پرده های اورژانس شهید بهشتی انتخاب و با همت مسئولان بیمارستان بخشهایی اصلی طرح آبی سازی اورژانس به انجام رسید ! از این به بعد کارکنان اورژانس و مرجعه کنند گان می تواننداین رنگ زیبای آرامش بخش را در همه جای اورژانس ببینند . با امید توجه بیشتر به زیبا سازی بیمارستانهای کشور تا محیطی زیبا ، بهداشتی ، آرام و سالم جهت خدمت به هم میهنان عزیز فراهم آید
کوتاهی وزارتین بهداشت و رفاه در تهیه آیین نامه اجرایی تعرفه گذاری خدمات پرستاری
مد شریفی مقدم، در گفتگو با خبرنگار مهر، افزود: با توجه به پایان مهلت قانونی مجلس و طبق تبصره 2 از ماده واحده قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری، آیین نامه اجرایی این قانون می بایست ظرف مدت 6 ماه پس از تصویب قانون، با همکاری مشترک وزارتخانه های رفاه و بهداشت و سازمان نظام پرستاری، تهیه و پس از تایید شورای بیمه خدمات درمانی، به تصویب هیئت وزیران برسد.
وی با عنوان این مطلب که تاریخ تصویب قانون 13/4/86 بوده است، گفت: از قبل نیز پیش بینی می شد آیین نامه قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری در مهلت مقرر تهیه نشود.
دبیرکل خانه پرستار، در خصوص دلایل عدم توفیق در تهیه آیین نامه اجرایی قانون مذکور، اظهار داشت: عدم عزم جدی از طرف وزارت بهداشت، عدم توجیه مسئولین وزارت رفاه و در مجموع عدم اعتقاد این وزارتخانه ها به اصل قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری، منجر به تاخیر در تهیه آیین نامه اجرایی آن شده است.
شریفی مقدم، با تاکید بر اینکه این دو وزارتخانه از اساس و بن، اعتقادی به این قانون نداشته اند، افزود: وقتی چنین تفکری حاکم باشد، مشخص است که سعی می شود در انجام امور تسهیل نشود و به نتیجه دلخواه نرسد.
به گفته وی تفکرات پزشک سالار حاکم بر وزارت بهداشت نیز یکی از دلایل عدم توفیق در تهیه آیین نامه اجرایی قانون مذکور است.
دبیرکل خانه پرستار، تصریح کرد: این تفکر اشتباه چنین می اندیشد که با تصویب این قانون و نوشتن آیین نامه اجرایی برای آن، منافع گروهی به خطر می افتد.
شریفی مقدم، با اعلام اینکه سازمان نظام پرستاری همواره این آمادگی را برای تهیه آیین نامه اجرایی قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری داشته است، افزود: با توجه به پایان مهلت قانونی، از مجلس می خواهیم در این خصوص از دولت توضیح بخواهد.
وی بر پیگیری و حساسیت جامعه پرستاری نسبت به تحقق این قانون تاکید کرد و گفت: اجرای این قانون هم به نفع مردم و هم به نفع جامعه پرستاری بوده و موجب ساماندهی خدمات پرستاری می شود.
دبیرکل خانه پرستار، ضمن ابراز نگرانی از روند طی شده در جریان تهیه آیین نامه قانون مذکور، خواهان پیگیری موضوع از سوی دولت شد.
منبع : خبر گذاری مهر
تالاسمی چيست؟
** بيماري تالاسمي **

مقدمه تالاسمي يك واژه يوناني است كه از دو كلمه تالاسا Thalassa به معني دريا و امي Emia به معني خون گرفته شده است و به آن آنمي مديترانهاي يا آنمي كولي و در فارسي كمخوني گفته ميشود. اولين بار در سال 1925 يك متخصص اطفال به نام توماس كولي (Thomas Cooley) در شهر ريتروت آن را شناخت و به ديگران معرفي كرد. تالاسمي يك بيماري واحد نميباشد، بلكه شامل گروهي ناهمگون از كمخونيهاي ارثي است كه مشخصه آن، اختلال در توليد زنجيرههاي گلوبين ميباشد. اين بيماري به صورت شديد (ماژور) و خفيف (مينور) ظاهر ميشود. امروزه مشخص شده كه انواع خفيف تالاسمي جزء شايعترين اختلالات ژنتيكي در انسان ميباشد. اگر هر دو دوالدين داراي ژن معيوب باشند به صورت شديد يعني ماژور (Major) و اگر يكي از والدين فقط ژن معيوب داشته باشد به صورت خفيف يعني مينور (Minor) ظاهر ميشود. تالاسمي براي كساني كه نوع (مينور) را داشته باشند مشكل ايجاد نميكند و آنها هم مثل افراد سالم ميتوانند زندگي كنند و فقط در موقع ازدواج بايد خلي مراتب باشند. اما برعكس اين بيماري حداكثر آزاد خود را به بيماران نوع ماژور ميرساند. كمخوني چيست؟ بعضي اشخاص مقدار هموگلوبين خونشان كم است، اينها دچار كمخوني هستند. كمخوني به انواع مختلفي وجود دارد. شايعترين نوع آن كمخوني به علت كمبود آهن است. اين حالت وقتي اتفاق ميافتد كه شخص هموگلوبين كافي ندارد زيرا به اندازه كافي غذاهاي حاوي آهن نميخورد، تالاسمي ماژور يك نوع متفاوت كمخوني است. در اينجا هم كمخوني به علت نداشتن هموگلوبين كافي است، اما هيچ ربطي به آهن دريافتي از راه غذا ندارد، اين بيماري يك اختلال خوني ارثي است. تالاسمي مينور (خفيف) اشخاص با خصيصه تلاسمي مينور داراي تالاسمي هستند ولي بيمار نيستند. اين اشخاص مطلقاً سالم و طبيعي هستند، بعضي از آنها ممكن است كمخوني خفيف داشته باشند. بيشتر كساني كه حامل خصيصه تلاسمي هستند نميدانند كه ناقل ژن تالاسمي مينور هستند. فقط وقتي از آن مطلع ميشوند كه خونشان را آزمايش كنند و يا صاحب يك كودك مبتلا به تالاسمي ماژور شوند. گلبولهاي قرمز خون اشخاصي كا تالاسمي مينور دارند كوچكتر از حد معمول است. در خون مبتلايان به خصيصه تالاسمي مينور همچنين از يك نوع هموگلوبين كه هموگلوبين A2 ناميده ميشود مختصري بيشتر از معمول وجود دارد. خصيصه تالاسمي مينور در موقع تولد وجود دارد كه در تمام طول زندگي باقي ميماند. ممكن است توسط والدين به كودكان منتقل شود، يعني ارثي است. داشتن تالاسمي مينور (خفيف) چه اهميتي دارد؟ دانستن اينكه خصيصه تالاسمي مينور داريد مهم است، زيرا گاهي ممكن است اشخاصي كه خصيصه تالاسمي مينور دارند صاحب فرزند مبتلا به تالاسمي ماژور شوند كه اختلال خوني شديدي است. چگونه ميتوان به داشتن خصيصه تالاسمي مينور پي برد؟ بايد يك آزمايش خون مخصوص به عمل آورد. پزشكان ميتوانند با سنجش اندازه گلبولهاي قرمز و مقدار هموگلوبين A2 خون اين مطلب را دريابند. آيا ناقل تالاسمي مينور بيمار است؟ خيرو از اين رو نياز به هيچ درمان پزشكي مخصوص نيست. آيا حامل تالاسمي مينور بيشتر در معرض ابتلا به بيماري ديگري است؟ خير آيا حامل تالاسمي مينور از نظر جسمي و روحي ضعيف است؟ خير آيا تالاسمي مينون تأثيري روي نوع كاري كه انجام ميدهد دارد؟ خير آيا درماني وجود دارد كه تالاسمي مينور را تغيير دهد؟ خير، اگر با ژن تالاسمي مينور متولد شدهايد، هميشه آنرا خواهيد داشت. آيا ممكن است تالاسمي مينور تبديل به تالاسمي ماژور شود؟ خير آيا حاملين تالاسمي مينور هرگز به درمان با آهن نياز پيدا ميكنند؟ بله، گاهي احتياج پيدا ميكنند اما مهم است كه وقتي واقعاً نياز به آهن دارند فقط با آهن مداوا شوند. بهترين روش براي فهميدن نياز به اهن حاملين، ازمايش خون مخصوصي است كه مقدار آهن خون را با آن اندازه ميگيرند. اگر اين ازمايش را انجام نداده باشيد ممكن است پزشك فرك كند كه شما به دليل گلبولهاي قرمز كوچك و كمخوني خفيف دچار كمبود آهن هستنيد و ممكن است كه شما را به خورد آهن اضافي توصيه نمايد در حالي كه واقعاً نيازي نداريد، اين حالت اثر خوبي براي شما ندارد و ممكن است در دراز مدت براي شما زيانآور باشد. در مورد زنان حامله چه ميتوان گفت؟ زنان آبستن داراي خصيصه تالاسمي مانند هر زن حامله ديري احتياج به آهن اضافي دارند. خصيصه دلتا بتا تالاسمي و خصيصه هموگلوبين سپور: خيلي شبيه بتا تلاسمي مينور هستند. خصيصه آلفا تالاسمي: هيلي با خصايص بتا تالاسمي تفاوت دارد و شايع نيست و فقط ندرتاً بيماري نزد كودكان وجود ميآورد. اشخاصي كه خصيصه آلفا تالاسمي دارند حاصل خصايص بتا تالاسمي سه شكل مهم ديگر هموگلوبين غيرطبيعي به قرار زير است. هموگلوبين S هموگلوبين C هموگلولين E اگر كسي كه حامل بتا تالاسمي است با كسي كه حامل يكي از انواع هموگلوبين غيرطبيعي خون است ازدواج كند اين خطر وجود دارد كه بعضي كودكانشان مبتلا به يك كمخوني شديد مانند تالاسمي ماژور شوند. تالاسمي ماژور چيست؟ تالاسمي ماژور يك نوع كمخوني شديد ارثي است. كودكان مبتلا به تالاسمي ماژور نميتوانند به طور كافي هموگلوبين درست كنند. از اين رو مغز استخوان آنها نميتواند گلبول قرمز طبيعي به وجود آورد، گلبول قرمزي كه توليد ميشود تقريباً خالي هستند. كودكان مبتلا به تالاسمي ماژور در هنگام تولد طبيعي هستند، ولي بين سه ماهگي و هجده ماهگي دچار كمخوني ميشوند، رنگشان پريده است، خوب نميخوابند، نميخواهند غذا بخورند و ممكن است دچار تهوع گردند. اگر كودكان مبتلا به تالاسمي ماژور درمان نشوند زندگي سختي خواهند داشت و معمولاً بين يكسالگي تا هشت سالگي چنانچه خون دريافت ننمايند، از بين ميروند. خصيصه تالاسمي چگونه از والدين به كودكان منتقل ميشود؟ اجازه بدهيد سه نوع زوج را مورد نظر قرار دهيم. 1- اگر هيچكدام از پدر و مادر حامل ژن تالاسمي نباشند، امكان انتقال خصيصه تالاسمي مينور يا تالاسمي ماژور به كودكان خود را ندارند. در اين صورت همه فرزندانشان خون طبيعي خواهند داشت. به اين شكلها توجه كنيد. هيچيك از فرزندان خصيصه تالاسمي مينور (ناقل) يا ماژور را نخواهند داشت. 2- اگر يكي از والدين ناقل مينور باشد و ديگري حامل اين ژن نباشد احتمال يك از دو (پنجاه درصد) وجود دارد كه فرزندان داراي ژن ناقل تالاسمي مينور شوند و به به همين دليل هيچيك از آنان تالاسمي ماژور نخواهد شد. به شكل توجه كنيد. هيچكدام از فرزندان تالاسمي ماژور نخواهند داشت. 3- اگر هر دو والدين حامل ژن تالاسمي مينور باشند فرزندانشان ممكن است تالاسمي مينور داشته باشند يا خونشان كاملاً طبيعي باشد و يا ممكن است مبتلا به تالاسمي ماژور شوند. در هربار حاملگي يكچهارم (25 درصد) شانس وجود دارد كه كودك داراي خون طبيعي باشد و دوچهارم (50 درصد) احتمال دارد كه كودك داراي خصيصه تالاسمي متولد شود و يك چهارم (25 درصد) احتمال دارد كه كودك تالاسمي ماژور داشته باشد. علايم و عوارضي كه تالاسمي در بيماران ايجاد ميكند در نوع ماژور تالاسمي (كمخوني شديد)، كودك كمخون است و اين كمخوني باعث بزرگ شدن طحال و كبد و تغيير قيافه ظاهري او ميشود. بنابراين به علت پايين آمدن دوام خون، بيمار مجبور است مداوم خون تزريق كند ودر اثر تزريق خون كه داراي مقادير زيادي آهن است و در اثر خود بيماري كه باعث شكسته شدن هموگلوبين (گلبولهاي قرمز) و آزاد شدن آهن ميشود. ميزان آهن خون افزايش يافته و در بافتهاي عمده بدن چون به قلب، كبد، طحال و ... رسوب ميكند و سبب ايجاد مشكلات ديگري ميشود كه تنها به كمك آمپول دسفرال ميتوان از تجمع آهن جلوگيري كرد. پس اگر در اثر عدم و يا سهلانگاري، تالاسمي به خانواده شما قدم گذاشت. هيچ جاي فراري نيست. «تالاسمي» ماهها و سالها تا زماني كه فرزندتان زنده است در خانه شماست و شما نبايد فرزندتان را سرزنش كنيد زيرا اين شما بوديد كه آن را در خو داشتيد و به فرزندتان منتقل نموديد. اگر الان تالاسمي در خانه شما هست مواظب باشيد كه ديگ فرزندي به دنيا نياوريد زيرا اين بيماري همراه او به دنيا خواهد آمد و اگر هم هنوز با مشكل تالاسمي روبرو نيستيد مراقب باشيد كه هرگز دچار ان نشويد. چرا خصيصه تالاسمي در بعضي كشورها يافت ميشود؟ اشخاص داراي تالاسمي مينور اگر مالاريا بگيرند احتمال مرگشان كمتر از داراي خصيصه تالاسمي مينور از مالاريا جان سالم به در ميبرند، درحالي كه اشخاص ديگر ميمردند. آنها اين خصيصه را به فرزندانشان منتقل ميكردند، از اين رو خصيصه تالاسمي مينور مزيت بزرگي بود و هرچه زمان گذشت در مناطق آلوده به مالارياي جهان شايعتر شد اما اكنون ما ميتوانيم مالاريا را درمان كنيم يا از آن پيشگيري نمائيم و ديگر خصيصه تالاسمي مينور يك مزيت نيست و اگر مالاريا ريشهكن شود اين خصيصه از بين نميرود. شيوع تالاسمي در دنيا مالاريا در بسيار از كشورها وجود داشته و اكنون تعداد نسبتاً زيادي از مردم آن ممالك خصيصه تالاسمي دارند، مثلاً در قبرس از هر هفت نفر ساكنين كشور يك نفر داراي خصيصه تلاسمي مينور است (هم بين قبرسيها تركزبان و هم بين قبرسيهاي يوناني زبان) و در يونان يك نفر از هر دوازده نفر داراي خصيصه تالاسمي مينور است. در ايتاليا و در تمام خاور ميانه و آسيا از جمله هندوستان، پاكستان، هنگكنگ و ويتنام تعداد اشخاص با تالاسمي مينور بين يك نفر از پنجاه نفر تا يك نفر از ده نفر، بسته به منطقه تغيير ميكند. در آفريقا و هند غربي تقريباً يك نفر از پنجاه نفر خصيصه تالاسمي دارد، در مردماني كه اصلاً انگليسي هستند يك نفر از هزار نفر داراي خصيصه تالاسمي هستند. شيوع تالاسمي در ايران كشور ما در منطقه معتدله شمالي كره زمين در مسير كمبرند جهاني تالاسمي قرار دارد بنابراين بيماري تالاسمي در كنار درياها، مردابها، رودخانه كه قبلاً كانون انتقال و انتشار مالاريا بودهاند بيشتر است. دليل آن اين است كه افراد ناقل دارنده (ژن مغلوب) تالاسمي در اپيدميهاي مالاريا در طول زمان مصون ماندهاند و بر تعدادشان افزوده شده، به همين واسطه در شمال و جنوب كشور از انتشار تالاسمي از بخش مركزي ايران بيشتر است. تالاسمي در ايران حضور تأسفباري دارد و در حدود سيهزار نفر اين بيماري را در خود دارند و هرساله به اين تعداد نيز اضافه ميشود. تالاسمي در ابتدا چند ماه خود را پنهان ميكند و بعد از مدتي مادران ميبينند كه كودك آنها زد و ضعيف و ناآرام است و وقتي كه فرزند خود را به دكتر ميبرند بعد از آزمايش، دكتر به مادر خانواده ميگويد تالاسمي هم همراه كودكش به دنيا آمده است، آنگاه است كه تالاسمي خود را معرفي ميكند و هروفت متوجه شديد كه فرزند شما تالاسمي دارد به فكر چاره باشيد اگر دير بجنبيد تالاسمي بلايي بر سر كودك شما ميآورد كه تا سالها متألم باشيد. كساني كه در ايران تالاسمي با خود دارند به چهار گروه تقسيم ميشوند: گروه اول: مبتلاياني كه دسترسي به امكانات پزشكي و درماني ندارند و از درمان صحيح يعني تزريق خون و دسفرال محروم ميباشند. گروه دوم: بيماراني كه به موقع بيماريشان تشخيص داده ميشود و خون تزريق مينمايند اما دسفرال و ساير اقدامات درماني استفاده نميكنند. گروه سوم: كساني كه بيماريشان به موقع تشخيص داده ميشود، تزريق مناسب خون همراه با روشهاي جانبي را به موقع دريافت ميدارند و طول عمر قابل ملاحظهاي خواهند داشت. گروه چهارم: بيماراني كهدسترسي به پيوند مغز استخوان داشتهاند، احتمال بهبودي آنان تا حدود زيادي ميسر ميباشد، اميد است با اتكال به خداوند تبارك و تعالي در آيندهاي نهچندان دور در اثر پيشرفتهاي علمي، تالاسمي هم مانند بيماريهاي شايع دوران گذشته ريشهكن شود. ضرورت پيشگيري و طرحهاي پيشگيري از تالاسمي در جامعه با توجه به جمعيت در حال رشد و افزايش روزافزون بيماران تالاسمي پيشگيري از زاد و ولد كودكان تالاسمي در سراسر كشور ضرورت دارد. تجربه نشان ميدهد ما در درمان تالاسمي تا كنون موفق نبودهايم. با توجه به شرايط اجتماعي نامطلوب حاكم بر تالاسمي نظير بيسوادي والدين، عدم توجه والدين به تنظيم خانواده، افزايش زاد وولد يوميد كودكان تالاسمي، ازدواجهاي خويشاوندي و تودرتوي فاميلي، پايگاه اقتصادي و فقط اجتماعي و فرهنگي اكثريت به اتفاق خانوادههاي تالاسمي، به اين زودي در درمان آنها موفق نخواهيم شد. بنابراين در حال حاضر با وجود بستر مناسب شبكه بهداشتي كشور پيشگيري بهترين اقدام براي ريشهكني تالاسمي است. در اين كتاب بر تشريح 4 روش پيشگيري پرداخته شده است. روش اول: تنظيم خانواده گشودن پايگاه اختصاصي بهداشت تنظيم خانواده در درمانهاي تالاسمي سراسر كشور لازم است. اگر به شكل فعال استقرار يابد ميتواند نقش اساي در تنظيم خانوادههاي تالاسمي داشته باشد و روي كاهش نرخ تولد كودك تالاسميك تأثير بگذارد. اگر تنظيم خانواده به طور اعم در جامعه انجام شود، خودبخود از افزايش جمعيت ميكاهد و به طور غير مستقيم روي كنترل تالاسمي نيز مؤثر است. مزايا: 1- كاهش نرخ رشد جمعيت به طور اعم روي كاهش نرخ تولد كودك تالاسمي و سقط در خانوادههاي تالاسميك موثر است. 2- تنظيم خانواده به طور اختصاصي در درمانگاههاي تالاسمي روي نرخ تولد كودك تالاسميك تأثير ميگذارد. 3- در شبكه بهداشتي كشور قابل انجام است. 4- در كليه نقاط كشور قابل اجراء است. 5- با قوانين شرعي مغايرتي ندارد. معايب: ممانعت از زاد و ولد در خانوادهها تالاسمي به طور دلخواه. روش دوم: تشخيص پيش از تولد، مطمئنترين راه پيشگيري تالاسمي يكي از بهترين روشهاي پيشگيري و براندازي و كنترل و ريشهكني تالاسمي از راه دكولوژيك شناخته شده خود بيماري است. يعني خروج و دفع جنين بيمار تالاسمي از بطن مادر قبل از پيدا كردن موجوديت انسان. مزايا: 1- به شيوع ناقلين ژن تالاسمي مينور افزوده نميشود. 2- ازادي فرد در انتخاب همسر حفظ ميشود. 3- عوارض اجتماعي كه بيماري تالاسمي مينور، كمين يك داغ مشخص بر پيشاني آدمي نقش بسته است از بين ميرود. معايب: 1- نياز به تكنولوژي و آزمايشگاه مجهز 2- نياز به متخصص كارآزموده 3- مغايرت با قوانين شرعي كشورهاي اسلامي و بعضي از مذاهب ديگر 4- قابل اجراء نبودن در تمام نقاط كشور 5- قابل انجام نبودن در شبكه بهداشتي مملكت 6- هزينه بالا 7- از دست رفتن جنين 8- 5/0% در آزمايش پيشبيني شده است. روش سوم: استفاده ازمهندسي ژنتيك در درمان جنين مبتلا به تالاسمي ماژور در داخل رحم است. ابتدا بايد بيمار داراي تالاسمي ماژور در داخل رحم تشخيص داده شود سپس سلولهاي بنيادي كه از كبد جنين تازه سقط شده به دست آمده است به داخل بند ناف جنين مبتلا به تالاسمي ماژور در داخل رحم تزريق ميشود اين كار هنوز به شكل علمي درنيامده است در مراحل اوليه تحقيق قرار دارد و هنوز در حد تجربه قلمداد ميشود. روش چهارم: شناسايي ناقلين ژن بتا تالاسمي از طريق غربالگري در جمعيت داوطلب ازدواج و ممانعت از ازدواج دو ناقل ژن است. شايعترين تالاسمي در كشور ما نوع بتاتالاسمي است. بتا تالاسمي از معدود بيماريهاي ارثي است كه وجود ژن را با آزمايشهاي ساده هم ميتوان در ناقلين مورد شناسايي قرار دارد و با بررسي كامل والدين و ساير افراد خانواده از تولد مبتلايان پيشگيري و بيماري را كنترل كرد. پس از شناسايي كامل طرفين چنانچه هر دو داراي گن بتا تالاسمي مينور هستند راهنمايي ميشوند كه ازدواج نكنند. مزايا: انجام مراحل آن با قوانين شرعي مطابقت دارد. هزينه خيلي كمتري از روش 2 و 3 دارد. وسايل آزمايشگاهي و متخصصين رده بالا كمتر احتياج دارد در كليه نقاط كشور قابل اجراست طرح در شبكه بهداشتي در حال اجرا است. كمخوني فقر آهن به خصوص در خانمها با اين روش شناسايي و درمان ميشود. ممانعت از ازدواج دو ناقل ژن باعث ميشود تا شيوع تالاسمي مينور در جامعه افزايش نيابد. اگرچه ممكن است روش ارزان و قابل قبولي باشد ولي در باط اگر همآهنگ با ساير روشها نباشد مخرب است. آزردگي خاطر دو نفر داوطلب ازدواج و خانواده آنان به خصوص دختران كه حق انتخاب كردن ندارند. تالاسمي ماژور را چگونه درمان كنيم؟ در حال حاضر دو درمان براي تالاسمي وجود دارد، يك درمان قديمي و ديگري درمان با پيوند مغز استخوان، درمان قديمي تشكيل شده است از تزريق خون blood transfusion طحال برداري Splenectomy دسفرال درماني Desfral treatment تزريق مرتب (نگهدارنده) خون: به محض قطعي شدن تشخيص تالاسمي ماژور، تزريق خون بايد بدون تأخير آغاز شود. تزريق خون بايد براساس الگويي باشد كه بتوان هموگلوبين را در محدوده طبيعي حفظ نمود. اخيراً توصيه ميشود كه هموگلوبين متوسط در حل gr/dl 12 حفظ شود. با كمك اين الگوي تزريق خون از هيپوكسي مزمن بافتها جلوگيري شده، پركاري جبراني مغز استخوان كاهش مييابد. فعاليت بدني و رشد بيمار نيز در حد طبيعي صورت ميگيرد. ضمناً از مشكلات زير نيز جلوگيري ميشود: 1) تغييرات ثانويه مغز استخوان 2) افزايش حجم خون (به علت پركاري مغز استخوان) كه موجب فشار بر قلب ميشود. 3) بزرگ شدن و پركار شدن زودرس طحال بدليل تخريب گلبولهاي قرمز طبيعي كه به طحال ميرسند. 4) افزايش جذب آهن از دستگاه گوارش در افزايش بار آهن بيماران تالاسمي موثر است. با بالا نگهداشتن سطح هموگلوبين متوسط بيماراني كه طحالشان برداشته شده نياز اين بيماران به خون اندكي افزايش مييابد. ولي در بيماراني كه طحالبرداري شدهاند اگر پركاري طحال وجود داشته باشد افزايش نياز به خون چشمگير است و فوايد تزريق خون هموگلوبين بالا را افزون مينمايد مگر اينكه طحال برداشته شود. نوع خون تزريقي هدف از تزريق خون به بيمار، رساندن گلبولهاي قرمز با حداقل تعداد گلبولهاي سفيد و پلاسما به بيمار است. زيرا اين دو عامل ميتوانند موجب پيدايش آنتيبادي و يا واكنش آلرژيك شوند. فاصله زماني بين دو تزريق خون مقدار هموگلوبين قبل از تزريق خون براي حفظ هموگلوبين متوسط در حدل توصيه gr/dl 12، به فاصله زماني بين دو تزريق خون بستگي دارد. به طور معمول اين فاصله زماني در مراكز درماني مختلف بين 2 تا 6 هفته است و بين حال عمومي و سلامت بيماراني كه با فاله زماني 2 يا 4 هفته خون تزريق ميكنند تفاوتي مشاهده نشده است. سطح هموگلوبين قبل از تزريق خون بايد بهاندازهاي باشد كه از پركاري مغز استخوان جلوگيري كند. معمولاً هموگلوبين بين gr/dl 10-5/9 مناسب است. اگرچه اين امر به نوع جهشهاي تالاسمي، سن بيمار وجود يا عدم وجود طحال نيز بستگي دارد. سطح هموگلوبين بعد از تزريق نبايد از gr/dl 5/15 بالاتر برود چون مقادير بالاتر موجب افزايش غلظت خود، كاهش اكسيژنرساني به بافت ميشود. افزايش مقدار مصرف خون، تسريع تجمع آهن و دشواري كنترل آن را نيز بايد به موارد فوق افزود. براي انتخاب فاصله زماني مناسب بين دو تزريق خون به فاصله محل سكونتي بيمار تا مركز درماني، شرايط مركز تزريق خون، صدمات رواني - اجتماعي ناشي از مراجعات مكرر به بيمارستان نيز بايد توجد داشت. اگر بعد از آزمايش هموگلوبين، هماتوكريت متوجه شديد كه مقدار آن پايينتر از 10 است، فوراً به مركز انتقال خون مراجعه كنيد. هرچه ديرتر مراجعه كنيد، بدن مجبور است از خوني كه استخوانها ميسازند تغذيه كند و خونسازي استخانها باعث رشد ناهنجار استخوانهاي سر و صورت ميشود و در آن هنگام تالاسمي، قيافه وحشتناك خود را نشان ميدهد. چرا بايد آمپول دسفرال تزريق كنيم؟ از تزريق هر ميليليتر گلبول قرمز يك ميليگرم آهن وارد بدن ميشود، يعني يك واحد خون داراي 250 ميليگرم آهن است. اين آهن نميتواند از خون خارج گردد، زيرا قسمتي از هموگلوبين و مادهاي است كه بدن آن را نياز دارد، و فقط مقدار ناچيز ان از بدن دفع ميشود، بنابراين اگر شما به طور مداوم خون تزريق كنيد، به تدريج آهن در بدنتان ذخيره ميشود. تجمع آهن نيز ميتوان باعث تخريب قلب، كبد، پانكراس، و غدد درون ريز شود، به عبارت سادهتر افزايش آهن باعث ميشود كه قد شما كوتاه بماند، رنگ پوست شما تيره شود، قلب شما خوب كار نكند، و علاوه بر تالاسمي بيماري قند بگيريد و خيلي ضررهاي ديگر كه در سنين بالا شما را آزار خواهد داد. در هفته بايد چند آمپول دسفرال بزنيم؟ همانطور كه گفتيم هر واحد خون حدود 250-200 ميليگرم آهن است. فرد تالاسميك كه در سال 20 واحد خون ميگيرد، حدود 4 گرم آهن در سال دريافت ميكند، بنابراين اكثر كودكان تالاسميك تا 11 سالگي بدون خطر ميتوانند آهن را تحمل كنند، از سن 11 سالگي به بعد محل ذخيره آهن كبد پر ميشود و آهن وارد قبل لوزالمعده و ديگر اجزاي بدن ميشود از اين زمان است كه بايد به مبارزه با بار زياد آهن بشتابيم. انجام آزمايش به نام فريتين به شما ميگويد، چقدر ذخيره آهن داريم، فريتين مادهاي است كه آهن را به صورت ذخيره در كبد و ديگر بافتها نگه ميدارد. مقدار كمي از فريتين در خون جريان دارد كه مشخص كنند آهن ذخيره شده در بدن است. مقدار آمپول دسفرال را پزشك با توجه به وزن بدنتان و انازه فريتين خون شما تعيين ميكند. مناسبترين مقدار فريتين بين 1000 الي 1500 نانوگرام است، و بيشترين تأثير دسفرال براي پايين آوردن فريتين شما زماني است كه در سنين كودكي يا نوجواني باشيد، زيرا بعد از ذخيره شدن آهن در بافتها به سختي ميتوان آهن را از آن خارج كرد. طحالبرداري تالاسمي روي طحال بيمار خود تأثير ميگذارد. گلبولهاي خون اگر ساختمان و شكل و كار غير طبيعي باشند زودتر از موعد مقرر (120 روز عمر طبيعي گلبول قرمز ميباشد.) از بين ميروند. گورستان و محل تخريب گلبولها، طحال است و اگر پزشك متوجه شود كه به علت بزرگي و يا فقط پركاري طحال، نياز به خون بالا ميرود و يا اينكه هموگلوبين پس از تزريق خون در فاصله زماني كمتري، سريعاً پايين ميافتد در آن صورت تصميم ميگيرد كه طحال جراحي و از ابدن خارج شود، ولي سن ايدهآل بالاي 5 سال است زيرا در سنين پايين خطر بيماريهاي عفوني مهلك وجود دارد. حتي در سنين بالاتر از 5 سال كه طحال برداري انجام ميگيرد، واكسيناسيون عليه برخي بيماريها مانند پنوموكك لازم است و علاوه بر آن هميشه بايستي درمان با آنتيبيوتيك سريعاً شروع گردد. اگر تالاسمي طبق روال طبيعي كنترل و درمان شود، بيماران ميتوانند مثل هر انسان ديگري سالها زندگي كنند. امروزه تعدادي از بيماران تالاسمي ازدواج كرده و داراي فرزند سالم هستند. شرايط بدو و مرگ و يا عمر طولاني بيمار تالاسمي در دست شماست. در صورت طحال برداري مصرف قرص پنيسيلين و تزريق واكسن پنوموكك براي جلوگيري از عفونت بدن ضروري است. لازم است بيمار تالاسمي در سنين بالا توسط متخصصين قلب، كليه، چشم، گوش، غدد و ... مورد معاينت دقيق قرار گيرد.
تهیه و تنظیم : عیدی وندی کارشناس پرستاری اورژانس شهید بهشتی آبادان
سنگ كليه ومجاري ادرار
A- علل سنگ كليه:سنگهاي كليوي در دستگاه جمع كننده ادرار در كليه ها تشكيل مي شود.اين سنگها هنگامي كه غلظت بعضي از مواد به قدري بالا مي رود كه قابليت حل شدن خود را از دست مي دهند،به صورت بلورهاي كوچك شروع به رسوب كردن در ادرار مي كنند.سنگهاي كليوي بر اثر رسوب مواد كريستالي نظير اگزالات كلسيم،فسفات كلسيم،اسيد اوريك وسيستئين ايجاد مي شوند ولي اكثر آنها(80%) از اگزالات كلسيم تشكيل مي شوند. عواملي مانند پر كاري غده پاراتيروئيد،مصرف بيش از حد شيروويتامين Dوچاشني ها (نظير فلفل)وعوامل ژنتيكي در ايجاد سنگ كليه نقش دارند.
B- عوامل مستعد كننده: 1-جنسيت:سنگ كليه در مردان شايع تر است. 2-ركود ادرار وانسداد به هر دليل 3-كم تحركي مانند بستري شدن طولاني 4-آب وهواي گرم ومرطوب 5-وراثت
C-علائم سنگ كليه ومجاري ادرار: سنگهاي لگنچه كليه بادرد پهلوها وپشت شروع مي شود(قولنج كليوي يا درد كوليكي)وبا حركت سنگ به طرف پايين وحالب درد به تدريج به كشاله ران واندام تناسلي انتشار مي يابد. درد كوليكي يكي ازشديد ترين دردهايي است كه انسان تجربه مي كند.امكان دارد اين دردهمراه با علائم گوارشي نظير تهوع واستفراغ ويا شوك باشد.
D-تشخيص: 1-آزمايشات كشت وتجزيه ادرارجهت بررسي عفونت وخون در ادرار 2-آزمايش خون:در صورتيكه افزايش گلبولهاي سفيد ديده مي شود به عفونت مشكوك مي شويم. 3-عكس ساده شكم:به طور كلي محل اغلب سنگها را مشخص مي كند. 4-عكسIVP يا اصطلاحاً رنگي:كه با تزريق ماده حاجب انجام شده وجزئيات كليه ها،حالب ومثانه را مشخص مي كند. 5-سونوگرافي:كه وجود احتمالي سنگ ويا انسداد رادر سيستم ادراري نشان مي دهد.
E-درمان:اصول كلي درمان شامل:1-حل كردن سنگ به طريق شيميايي 2- از بين بردن روند سنگ سازي 3-شناسايي نوع سنگ براي تعيين رژيم غذايي 4-جلوگيري از تخريب سلولهاي كليه 5-كنترل عفونت وبرطرف نمودن هر گونه انسداد روشهاي درمان دارويي: 1)اولين اقدام درماني كاهش درداست.در صورت وجود درد شديداز داروهاي مخدر(مانند تالوین)وداروهاي ضد اسپاسم نظير هيوسين استفاده مي كنند.داروهاي ضد اسپاسم موجب شل شدن عضلات حالب شده وبه دفع سنگ كمك مي نمايد. 2)مشخص نمودن تركيب سنگ به كمك تجزيه شيميايي براي تعيين رژيم غذايي مناسب: بيمار بايد از طريق يك صافي ادرار نموده وسنگ را براي تجزيه ومشخص نمودن تركيب آن به پزشك نشان دهد. 3)بسته به نوع سنگ ممكن است داروهايي به منظور متوقف كردن رشد سنگهاي موجود يا تشكيل سنگهاي جديد تجويز شود. *ژل هيدروكسيد آلومينيوم به علت اتصال به فسفرسبب دفع آن از طريق دستگاه گوارش مي شود.ودرافرادي كه سنگهاي فسفاتي دارند تجويز مي شود. *از آلو پورینول براي كاهش اسيد اوريك سرم (خون) استفاده مي شود ودر مبتلايان به سنگهاي اسيد اوريكي داده مي شود.در ضمن بي كربنات سديم وجوش شيرين اين نوع سنگ را حل مي كند. *تجويز داروهاي ادرار آور(تيازيدي) سبب كاهش كلسيم ادرار مي شود.
يافته هاي جديد: محققان گياهان دارويي دانشگاه علوم پزشكي تهران ميگويند گياه روناس حاوي ماده اي موسوم به آنتراكوئينون است كه با خواص ضد اسپاسم وضد ميكروبي در درمان دردهاي كوليكي بيماران مبتلا به سنگهاي كليوي بسيار موثر است. روشهاي جراحي:امروزه سنگ شكن(ESWL) بسياري از سنگها را درمان مي كند واقدامات جراحي كمتر از سابق به كار مي آيد اما در بعضي موارد اقدامات جراحي لازم مي شود. 1-خارج كردن سنگ از طريق حالب با وسيله اي به نام يوروتروسكوپ: اين وسيله كمك مي كند كه پزشك سنگهاي انتهاي حالب را بدون دادن شكاف به خصوص اگر اندازه آن كوچك باشد خارج نمايد. 2-سنگ شكني با سوراخ كوچك پوستي:معمولاً سنگهاي كليوي بزرگتر از5/2 سانتي متر با ايجاد شكاف كوچك بر روي پوست وبا عبور لوله اي باريك به داخل كليه وخرد كردن سنگ درمان مي گردند. در اين روش ممكن است بيمار جهت خارج شدن راحت ادرار از كليه تا مدتي كوتاه سوندي داشته باشد كه يك سر آن در كليه وسر ديگر آن از راه پوست خارج گردد. 3-جراحي باز:عليرغم پيشرفت تكنو لوژي جديد بعضي از سنگها به علت اندازه بسيار بزرگ ونوع استقرار وجنس آن نياز به جراحي باز دارند.
رژيم غذايي: *در ارتباط با سنگهاي اگزالات ادرار رقيق نگه داشته مي شود و بايستي از خوردن شكلات،قهوه،چاي،بادام زميني،چغندر،نوشابه هاي گاز دار،توت فرنگي ،ريواس،اسفناج وسبوس اجتناب گردد. *در ارتباط با سنگهاي اسيد اوريكي، از خوردن گوشت خودداري شود. وادرار بايد قليايي نگه داشته شود ودر سنگهاي سيستئيني نيز رژيم غذايي حاوي مواد قليايي مفيد است.بي كربنات سديم سنگهاي اسيداوريكي وسيستئيني را حل مي كند. *در ارتباط با سنگهاي كلسيمي يا فسفري بايد از مصرف لبنيات،نمك طعام ،پروتئين زياد،شكلات ونارگيل خودداري شود. *افرادي كه كليه سنگ ساز دارند از خوردن آب انگور اجتناب كنند. پيشگيري: *نوشيدن آب زياد به ويژه در هواي گرم ومرطوب (روزي13-8 ليوان آب)از تشكيل سنگ كليه پيشگيري مي كند. *داشتن تحرك كافي وروزانه كمي ورزش در پيشگيري ازتشكيل سنگ مؤثر است. يافته هاي جديد: *مصرف روزانه يك ليوان آب پرتقال از تشكيل سنگ كليه جلو گيري مي كند(به علت وجود سيترات درآن) *مصرف اكسيد منيزيوم همراه با ويتامين B6 از تشكيل سنگ جلو گيري مي كند.

